🔴 مهناز سرابی مادر علیرضا شیرمحمدعلی: در دادگاه بدوی علیرضا به قاضی مقیسه گفت مادرم تصادف کرده است و نمی‌تواند برای ملاقاتم تا فشافویه بیاید. درخواست کرد به زندان اوین منتقل شود. مقیسه گفت خب به جهنم که تصادف کرده است. علیرضا با چشم غره به قاضی نگاه کرد. قاضی هم گفت به خاطر همین چشم غره، هر دو حکم پنج سال و سه سال زندان را به اجرا می‌گذارم.

می‌گفتم پسرم در فشافویه تامین جانی ندارد. به من از زندان زنگ زده و گفته است یکی را در همین بند کشته‌اند. آقای «تیرتاشیان» اتهام مالی داشت که همان قاتل‌های علیرضا او را کشته بودند. روز بعد از این اتفاق، علیرضا با وحشت به من زنگ زد. می‌گفت کف سالن پر از خون است. خود مأموران سالن به دو قاتل، مواد مخدر داده بودند. تا سه ماه بعد از انتقال پسرم به فشافویه، امکان هیچ تماسی با او نداشتم. حتی بعد هم که امکان تماس فراهم شد، علیرضا در تماس‌هایی که می‌گرفت، می‌گفت هرگز اجازه نمی‌دهم تو در این جهنم به دیدنم بیایی. اسم پسرم را در تلفن همراهم «عشق مامانش» ثبت کرده بودم. هنوز هم منتظر تماسش هستم که زنگ بزند و بگوید همه این روزها خواب بودند. (ایران وایر)

🆔 @Sedaiemardom