🔴 واقعیات و چالش‌های پیش روی «آخوندستیزی» بعد از انقلاب ۵۷ (✍️: وحید. م)

«آخوندستیزی» یا در حقیقت «روحانی زدایی»، جنبشی تاریخی علیه اشرافیت مذهبی است. علت این مخالفت، قدرت واقعی یا مفروض قشر روحانی و تأثیر آن‌ها بر همه جنبه‌های زندگی عمومی و سیاسی، دخالت آن‌ها در زندگی روزمره شهروندان و نیز، داشتن امتیازات ویژه دینی است.

همۀ هواداران اندیشه روحانی‌زدایی، لزوماً بی‌دین یا دین‌ستیز نیستند، برخی از آن‌ها مذهبی‌اند و دلایل مخالفت آن‌ها با طبقه روحانی، مسائل بنیادی فکری و اجتماعی و یا اختلافات در تفسیرهای مذهبی است. به درست مثل جنبش پروتستانتیسم در مسیحیت.

روحانی‌زدایی به اشکال گوناگون در تاریخ مسیحیت وجود داشته‌ است. برخی از فیلسوفان عصر روشنگری از جمله «مارتین لوتر» به کلیسا، رهبران مذهبی و روحانیون فاسد کاتولیک تاخته‌اند. از اواخر دهه ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰ اندیشه روحانی‌زدایی یا آخوندستیزی به مقدار قابل توجهی در جمهوری اسلامی ایران گزارش شده‌ است. معترضان بر آنند که روحانیون با چپاول کشور و سوءاستفاده از اموال عمومی، شاهانه زندگی می‌کنند؛ در حالی‌که توده‌های ملت به‌‎ویژه زحمت‌کشان جامعه در فقر و بینوایی به‌سر می‌برند. نیز ادعاهایی مبنی بر اینکه روحانیون در قدرت، پول‌های خود را در بانک‌های سوئیس ذخیره کرده‌اند، فراگیر است.

ایران با این‌که حکومتی مذهبی دارد و خود را با نمادهای مذهبی می‌شناساند، به‌طور فزاینده‌ای یک کشور ضدروحانی است. شبیه برخی کشورهای کاتولیک که دین، بدون نمایش عمومی، مفروض تلقی شده و احساسات متناقضی نسبت به روحانیت وجود دارد. ایرانیان، روحانی‌های خود را مسخره می‌کنند و برای‌شان جوک می‌سازند! مردم ایران برای رسیدن به آرزوی دیرینه خود که همان رهایی از بند رژیم تمامیت‌خواه مذهبی است، مسیرهای مختلفی را پیموده‌‌اند و در این میان، بعضی به حذف فیزیکی آخوند معتقدند. البته این سوال مطرح است که چگونه می‌توان به این ایده جامه‌ی عمل پوشاند؟ آیا کنش‌گران صادق و غیرمنفعل ـ اعم از برانداز و رفرمیست ـ باید به منشور جهانی حقوق بشر و شعار «نه به خشونت» پایبند باشند یا این‌که مقابله با رژیم دیکتاتور، مجوز خون‌ریزی متقابل است؟!

به باور نگارنده، مردم ایران با مهره‌های رده بالا و شاخص در چارت آخوندی مشکل اساسی دارند و آخوندهای حاشیه‌نشین را که در کنار مردم زندگی ساده‌ای دارند و شاید بتوان گفت از سر بی‌چارگی به این شغل روی آورده‌اند، مقصر نمی‌دانند و معتقد به حذف آن‌ها (با شیوه‌هایی مثل آنچه در همدان شاهد بودیم) نیستند. حالا که غلبه احساسات بر عواطف جریحه‌دار، آتش خشم عوام را به دامن آخوندهای خرده‌پا افکنده، مشکل را باید اساسی حل کرد؛ پس نباید بهانه دست سرکوب‌گران داد تا بر طبل مظلومیت بکوبند و در این وانفسا، پیراهن عثمان را پرچم کنند. باید دانست که خون‌ریزی و انتقام‌گیری از طبقات پایین‌دستی جامعه روحانیون نه‌تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه وضعیت روحی جامعه را مکدر و متحیر می‌سازد.

پس لختی تأمل کافی‌ست تا منطقی و موثرتر عمل کنیم. توصیه‌ی ما، اقدام عملی برای برخورد با سرکردگان رژیم است نه حذف آخوندهای خرده پا. به امید پیروزی...

🆔 @Sedaiemardom