🔴 نامه محمدحسین كروبی به محسن هاشمی: بدعت زشت را هاشمی گذاشت که آخر دامان خود و فرزندانش را گرفت
🆔 @Sedaiemardom
بسمه تعالی
برادر گرامی جناب آقای محسن هاشمی رفسنجانی
با سلام

پیرو نامه مرقومه شما به آقای کروبی، و با توجه به محدودیت‌های موجود و نیاز افکار عمومی به آگاهی بیشتر پیرامون موضوع رخدادهای مربوط به انتخاب رهبری پس از رحلت امام خمینی، لازم ديدم نکاتی را بیان نمایم. در ابتدا از شما تشکر می کنم که برخلاف همشیره محترم، پاسخی به دور از عصبانيت و توهین ارائه کردید.

همانطور كه می‌دانيد چهره‌های سیاسی در طی حیات سیاسی خود، تصمیماتی می‌گیرند که آن تصمیمات، یک ملت را به اوج عزت و یا چاه ذلت فرو می‌برد. هر چه مقام فرد بالاتر باشد،‌ شدت و حدت آن عزت و ذلت بزرگتر و بنیادی تر است؛ لذا طبیعی است که صاحبان نظر و اندیشه، این تصمیمات را به بوته آزمایش گذاشته و نقد کنند و حتی آن را به چالش بگذارند.

اما پیرامون سخنان آقای کروبی در نامه خود به اعضای مجلس خبرگان:

١- در آن شبی که در نامه روایت شده، آقایان هاشمی رفسنجانی، خامنه‌ای، موسوی اردبیلی، موسوی خوئينی، امامی کاشانی، جنتی، مومن و چندی دیگر از اعضای خبرگان حضور داشتند و آن‌طور که پدرم نقل كردند، کوچک‌ترین بحثی درباره رهبری فردی نبوده و همه درباره شورای رهبری سخن می‌گفتند و اعلام نظر داشتند. اما روز بعد در مجلس خبرگان، آقای هاشمی با ذکر خاطره‌ای تحریف شده و ناقص از امام، موضوع شورای رهبری را به کناری نهاده و با هماهنگی برخی اعضای خبرگان رهبری، بحث رهبری فردی را مطرح و نهایی می‌کنند.

٢- در موضوع محدودیت دوران ده‌ساله برای رهبری نیز، پس از این‌که این موضوع در دوران حيات امام، تصویب شده بود، به یک‌باره بعد از رحلت ايشان جامعه مدرسین قم نامه‌ای نوشتند و خواهان لغو این ده‌سال شدند. آقای هاشمی هم لغو آن را به رای گذاشتند و با شمارش سطحی آراء، عنوان نمودند که لغو آن رای آورده است.

همان‌طور که در نامه آمده، پدر حضورا نزد آقای هاشمی می‌رود و می‌گوید که «این موضوع رأی نیاورد و شما باید یکبار دیگر رأی‌گیری کنید.» حتی یکی از اعضای بازنگری قانون اساسی به خودم گفت که اگر آقای کروبی شفاهی به آقای هاشمی گفتند، من کتبا اسامی ۱۱ تن از ۲۱ تنی که به موضوع رأی ندادند را برای ایشان نوشتم و گفتم که ما رأی ندادیم به لغو مصوبه گذشته، و شما چطور شمارش و اعلام کردید که لغو این ده سال رای اورده است؟ ولي متاسفانه آقای هاشمی حتی به این نامه هم اعتنایی نمی‌كند.

٣- اما اين‌كه تأکید کرديد که آقای هاشمی براي رد صلاحیت‌ها در سال ۱۳۷۱ اقدام کردند؛ رد صلاحیت‌ها بعد از رحلت امام و درست از زمانی شروع شد که آقای هاشمی رئیس‌جمهور شدند. آقای هاشمی در آن دوران به خاطر موقعیتی که پس از ارتحال امام برایشان ایجاد شد و تا پایان مجلس سوم ادامه داشت، موقعیت ویژه‌ای در حاکمیت پیدا کرده بودند و رد صلاحیت‌ها بدون هماهنگی با ایشان نمی‌توانست انجام شود.

اولین رد صلاحیت‌ها از دومین دوره مجلس خبرگان شروع شد که در آن پدرم و برخی دیگر از اشخاص که پیشتر در آن مجلس حضور داشتند رد صلاحیت شدند و این موضوع رد صلاحيت به مجلس چهارم نیز کشیده شد که در آن بيش از ۴۰ نفر از نمایندگان مجلس سوم و بسیاری دیگر رد صلاحیت شدند.

در آن دوران، آقای محمد هاشمی عموی حضرتعالی، رئیس وقت سازمان صداوسیما، به مدت یکماه با استفاده از تمام شبكه‌های آن سازمان از يسار و يمین در راستای سیاست رد صلاحیت کنندگان؛ بمباران تبليغاتی می‌کرد که به فتنه‌گران رای ندهید، و نتیجه آن شد که پدرم و بسیاری دیگر از نیروهای وفادار به كشور و انقلاب از سپهر سیاسی کشور در آن دوره حذف شدند. این ردصلاحیت‌ها یک بدعت خطرناک و زشت بود که در جمهوری اسلامی پدید آمد و در انتها نیز دامان خود آقای هاشمی و فرزندان ایشان را نیز گرفت.

محمدحسین كروبی